|
سلام عید بر همگی بروبچه وب نویس مبارک امیدوارم سالی پر از موفقیت داشته باشید با عرض پوزش كه يه چند وقتي نبودم حالا اومدم كه جبران كنم به خاطر همين چند تا آپ مي كنم كه جبران بشه اميد وارم كه خوشتون بياد ..اینو تقدیم میکنم به زندگیم....... مثل شقايق زندگى كن:كوتاه اما زيبا،مثل پرستو كوچ كن:فصلى اما هدفمند،مثل پروانه بمير:دردناك اما...عاشق هيچگاه عشق را گدايي نکن زيرا هيچ چيز با ارزشي به گدا نمي دهند شيمي نخوندم , ولي مي دونم اگه عشق نباشه مولکول هاي هيدروژن و اکسيژن نمي تونن اينقدر محکم همديگه رو فشار بدن که اشک جفتشون در بياد . ميوه در انتهاي کمال خود مي افتد برگ در ابتداي زوال خود بنگر تو چگونه مي افتي؟ مانند ميوه سرخ؟ يا مثل برگ زرد؟ ماهي به آب گفت : تو نمي توني اشکاي منا ببيني....... چون من توي آبم. آب به ماهي گفت : من مي تونم اشکاي تو را احساس کنم............... چون تو توي قلبمي . ): دختر و پسره داشتن با هم قايم باشک بازی ميکردند ، دختره به پسره ميگه تو چشم بگذار اونوقت من ميرم قايم ميشم ، اگه تونستی منو پيدا کنی بغلم کن و بوسم کن ، اگه هم نتونستی منو پيدا کنی من زير راه پله قايم شدم فقط کسي معني دلتنگي را درک مي کند که طعم وابستگي را چشيده باشد دوست خوب داشتن بهتر از تنهايي و تنهايي بهتر از با هر کس بودن است. جرج آلن : اگر كسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با كلماتي كه ناگفته ميمانند، ميشكنند .
عشق چیه کی میدونه؟ سر کلاس درس معلم پرسيد:هي بچه ها چه کسي مي دونه عشق چيه؟ هيچکس جوابي نداد همه ي کلاس يکباره ساکت شد همه به هم ديگه نگاه مي کردند ناگهان لنا يکي از بچه هاي کلاس آروم سرشو انداخت پايين در حالي که اشک تو چشاش جمع شده بود. لنا 3 روز بود با کسي حرف نزده بود بغل دستيش نيوشا موضوع رو ازش پرسيد .بغض لنا ترکيد و شروع کرد به گريه کردن معلم اونو ديد و گفت:لنا جان تو جواب بده دخترم عشق چيه؟ لنا با چشماي قرمز پف کرده و با صداي گرفته گفت:عشق؟ دوباره يه نيشخند زدو گفت:عشق... ببينم خانوم معلم شما تابحال کسي رو ديدي که بهت بگه عشق چيه؟ معلم مکث کردو جواب داد:خب نه ولي الان دارم از تو مي پرسم لنا گفت:بچه ها بذاريد يه داستاني رو از عشق براتون تعريف کنم تا عشق رو درک کنيد نه معني شفاهيشو حفظ کنيد :
باز باران با ترانه يادم آرد روز باران كودكي ده ساله بودن يا بارون ميباره، بارون ميباره از ابرا داره آسمون مي باره يا بارون بارونه زمينا تر ميشه يا ببار اي بارون ببار دلا خون شو خون ببار
آن هنگام كه بوته خار بر روي زمين تنها بود خداوند گل سرخي را در كنارش رويانيد آن گل در كنار بوته ي خار شكفت خداوند بر گشت و آن گل را از روي زمين با خود به آسمان برد اما آن گل ديگر نشكفت....... نشكفت آري آن گل سرخ ريشه اش را در كنار آن بوته روي زمين جا گذاشت بود آخر آن گل به آن بوته خار دل بسته بود در آن هنگام بود كه خداوند گريست ......... گريست وعشق را آفريد
نمي دانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمي خواهم بدانم كوزه گر از خاك
اندامم چه خواهد ساخت
ولي بسيار مشتاقم
كه از خاك گلويم سوتكي سازد
گلويم سوتكي باشد
بدست طفلكي گستاخ و بازي گوش
و او يك ريز و پي درپي دم گرم خودش را بر
گلويم سخت بفشارد
وخواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد
بدينسان بشكند
دائم
سكوت مرگبارم را
ای گل تازه که بویی ز وفا نیست ترا ما اسیر غمو اصلا غم ما نیست ترا جان من سنگدلی دل بتو دادن غلط است رفتن اولاست ز کوی تو ستادن غلط است دیگری این همه مرا آزار نکرد آنچه تو به من کردی هیچ ستمکار نکرد
بعد از تو هیچ چیزی دوست داشتنی نیست کوه غصه از دلم رفتنی نیست حرف عشق تورو من با کی بگم همه حرفها که آخه گفتنی نیست
من به آنی دل بسته ام که : آفتاب عشقش هیچگاه در آستان قلبم غروب نخواهد کرد
با من دیوانه پیمان ساده بست ساده هم آن عهدو پیمان را شکست بی خبر پیمان یاری را گسست این خبر ناگاه پشتم را شکست آن کبوتر عاقبت از بند رست رفت و با دلدار دگر عهد بست
نه من تو رو واسه خودم نه از سر هوس میخوام عمر دوباره منی تو رو واسه نفس میخوام
هرکی جدا کرد تو رو از من الهی غصه بگیره توی تنهایی وغربت بی کس و بی یار بمیره
گاه آنقدر دل شكسته ام كه نمي توان باور كني و آنقدر اشك آلودم كه شرم دارم نگاهت كنم آنقدر دست هايم سست و سرد است كه گرما بخشي به آن لطف را مي طلبد وبس وآنقدر مي گويم تا نگاهم كني آنقدر مي گويم مهربانم وآنقدر مي گويم عشقم تا بداني و آنقدر از درون شكسته ام كه جز تو مرا ترممي نيست آري دل شكسته ام ، اشك آلودم ،سردم،ولي اگر تو بخواهي آرامشم مي دهي ، آرامم مي كني و از تلاطم لحظه ها ي بي كسي نجاتم مي دهي محبوبم چه بگويم ماتم و درد را و چگونه لب بگشايم از فراق و دوريت و چگونه تو را فرياد كنم ولي نه تو را نه فرياد است كه فريادم بي ادبي است نازننين اگر به فرياد نشسته ام تنها آه دل بسته ام ،رنج دوري مي خوانم وغم دل شكستگي ولي آخر مگر مي شود چون تويي داشت وغمگين بود گاه آنقدر دل تنگت مي شوم كه دنيايت با همه زيبايش مرا تنگ مي آيد و آنقدر گريزان مي شوم كه تنها پناهم تو مي شوي و گاه آنقدر نا اميدم كه تمام اميدم تو، پس هميشه گريزانم كن تا بيابمت اكنون نيز دل شكسته ام ، دل شكسته ي ،دل شكسته ............... دل شكسته ام ولي كسي مرا به اميد مي خواند ، فراق سخت است ولي فراق تو شيرين مي آيد مهربان اكنون اميد به لطفي بيكران بسته ام ،دستهايم گرم مي شود ،قلبم آرام مي گيرد و تو را به احساس مي نشينم آري اينجايي وآنقدر به من نزديكي كه باورم نمي شود ولي هنوز دل شكسته ام كه چرا آن نيستم كه تو مي خواهي................. من گريه نخواهم كرد من اشك نخواهم ريخت من خسته نخواهم شد افسرده نخواهم شد زياد زنم فرياد :من عشق نمي خواهم ، معشوق نمي خواهم مي خندم و مي رقصم فرياد زنم فرياد: اين گونه خود را در عشق نهان كردم من درد جدا بودن ، بر گور عيان كردم افسوس نخواهم خورد افسانه نمي مانم بر شانه ي هر بادي كاشانه نمي سازم من زشت نمي گويم بر چهره معشوقم او خوب وفادار است من خسته و رنجورم امروز چنان ديروز افسوس نخواهم خورد من ياد گرفتم عشق بيگانه نمي دانم ليكن به دل شادم سر مستي كنم امروز دنياي خودم گرم است من دوست نمي خواهم
چون نرگس ,چشمهاي شهلايش را به روي جهان بست گلهاي صحرايي به ماتم نشستند واز جويبار آب طلبيدند تادرسوگ او بگريند جويبار به پاسخ گفت:اگر همه قطره هاي من به اشك بدل شود براي سوگواري نرگس كافي نيست زيرا من اورادوست داشتم گلهاي صحرايي گفتند:چگونه ميتوانستي نرگس رادوست نداشته باشي درحالي كه اوبي نهايت زيبا بود جويبار گفت:آيانرگس زيبا بود؟ گلها گفتند:هيچ كس بهترازتو نميدانست كه نرگس زيبا بود!
فعلا این رو داشته باشین تا بعد عقل و خرد به چگونه زندگي كردن است به مفيد بودن است حالا در هر شغل و هر لباسي كه باشي مردم شبيه درختانند كه آب يكسان نوشيده و ميوه گوناگون مي دهند لبخند ارزانترين هديه اي است كه مي توان به ديگران هديه كرد ذهن ما قصري است كه پادشاه ان عقل و ملكه اش احساس است هيچ پادشاهي بدون عقل كامل نيست يم لباس مرتب و منظم مهم ئنيست كهنه يا نو باشد مهم اين است كه بارزنده باشد و درشان ومنزلت ما باشد خدا اشك را آفريد تا آتش درون را خاموش كند لحظه هاي شيرين امروز را قرباني اتفاق هاي تلخ ديروز نكنيم نياز به دوست داشتن و دوست داشته شدن بيش از نياز به نان است چند دقيقه به تمام داشته هايت فكر كن وببين كه چقدر خوشبخت هستي ثروتمند ترين انسان ها عاشق ترين آنهاست
|
About
Home
|